این آپ و همه کار های کوچکم رو تقدیم میکنم به کسی که
به من کمک کرد تا پیشرفت کنم
و بزرگ بودن رو به من آموخت
(( ازت ممنونم))

تو کیستی که من اینگونه بی تو بیتابم
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم
تو چیستی که من از موج هر تبسم تو بسان قایق سرگشته روی گردابم

تار وپود هستی ام بر باد رفت اما نرفت
عاشقی ها از دلم دیوانگی ها ا ز سرم


رنگ در دستهای من وتوست پس بیا پاییز را سبز بکشیم

|
+| نوشته شده توسط
الهام در شنبه بیست و ششم آبان 1386
|